پذیرش مسئولیت - قدرت پاسخگویی در رهبری سازمانی
مقدمه:
در منظومه رفتارهای رهبری سازمانی، توانایی پذیرش مسئولیت در مواجهه با شکستها و چالشها به عنوان یکی از شاخصهای اصلی رهبران اثرگذار شناخته میشود. این درس به بررسی نظاممند این پارادوکس ظریف میپردازد که چگونه پذیرش خطا و مسئولیتپذیری میتواند به جای تضعیف موقعیت رهبری، به تقویت قدرت و اعتبار مدیران بینجامد.
مفهوم مسئولیتپذیری در رهبری سازمانی:
مسئولیتپذیری در بستر رهبری سازمانی به معنای توانایی شناخت، پذیرش و پاسخگویی در قبال نتایج تصمیمات و اقدامات است، حتی زمانی که این نتایج مطلوب نباشند. این ویژگی بر اساس پژوهشهایی استوار است که نشان میدهد رفتارهای اجتنابی مانند انکار یا انتقال تقصیر به دیگران، در بلندمدت به مراتب هزینهبردارتر از پذیرش صادقانه مسئولیت هستند.
در این رابطه به مثال های واقعی زیر توجه کنید:
- تصمیم تونی هیوارد، مدیرعامل بیپی را در نظر بگیرید که ریزش نفتی دپ واتر هوریزون را به ترانس اوشن، اپراتور سکو نسبت داد، به جای اینکه مسئولیت کامل را بپذیرد.
- دنیش مولنبرگ، مدیرعامل بوئینگ که در پاسخ به سقوط اولیه ۷۳۷ مکس، تعمیر و نگهداری و آموزش خلبانان لاین ایر را مورد انتقاد قرار داد، به جای اینکه نقص طراحی هواپیما را بپذیرد.
این دو مدیر هر دو از موقعیت خود برکنار شدند.
سرزنش و طفره رفتن نشانه ضعف است، زیرا نشان میدهد توانایی تأثیرگذاری بر موقعیت را نداریم. تقصیر (و در نتیجه قدرت) نزد شخص دیگری است.
پذیرش شکست نشانه قدرت است. وقتی مسئولیت میپذیریم، نشان میدهیم توانایی حل مشکل و مدیریت بهتر شرایط آینده را داریم؛ به مثال واقعی دیگری توجه کنید:
- در سال ۲۰۲۴، شرکت امنیت سایبری کروداسترایک وقتی یک بهروزرسانی نرمافزاری معیوب باعث اختلال گسترده فناوری اطلاعات باعث وقوع یک بحران شد، جورج کرتز، مدیرعامل این شرکت، سریعاً مسئولیت را پذیرفت و گفت:"میخواهم صمیمانه از همه شما به خاطر قطعی امروز عذرخواهی کنم. همه ما در کروداسترایک اهمیت و تأثیر این وضعیت را درک میکنیم. ما سریعاً مشکل را شناسایی کردیم و راهحلی ارائه دادیم..."
پذیرش سریع او از وضعیت و انتقال به اقدام اصلاحی، رهبری قدرتمند را نشان داد و به کاهش واکنشهای منفی بیشتر کمک کرد.
مقایسه دو رویکرد متفاوت مدیران عامل هایوارد از بیپی و مولنبرگ از بوئینگ در مقابل رفتار کرتز از کروداسترایک به روشنی نشان میدهد چگونه پاسخهای اولیه به بحران میتواند سرنوشت رهبران سازمانی را رقم بزند. در حالی که دو مدیر اول با انکار و انتقال تقصیر، موقعیت خود را به خطر انداختند، مدیر سوم با پذیرش سریع مسئولیت و اقدام اصلاحی، نه تنها از بحران عبور کرد بلکه اعتبار سازمان را نیز حفظ نمود.
پشتوانه علمی تأثیر مسئولیتپذیری بر ادراک قدرت:
مطالعات نشان میدهد که پذیرش مسئولیت در مواجهه با شکستها، از سه مسیر اصلی به تقویت ادراک قدرت رهبران میانجامد:
- نخست آنکه نشاندهنده ظرفیت بالای کنترل و مدیریت شرایط است؛
- دوم آنکه صداقت و شفافیت رهبر را به نمایش میگذارد؛
- و سوم آنکه توانایی یادگیری و بهبود مستمر را نشان میدهد.
زمانی که رهبران به جای انکار واقعیتها یا سرزنش دیگران، با شجاعت در برابر اشتباهات میایستند، این پیام را به صورت ضمنی منتقل میکنند که از ظرفیت و اقتدار لازم برای اصلاح وضعیت برخوردارند. چنین رفتاری در شرایط بحرانی، به مراتب اثرگذارتر از تلاش برای حفظ تصویر بیعیب و نقصی است که در نهایت غیرقابل دفاع میشود.
کاربردهای عملی در سطوح مختلف سازمانی:
این اصل رهبری در سطوح مختلف سلسله مراتب سازمانی کاربردهای حیاتی دارد:
- برای مدیران ارشد، پذیرش مسئولیت میتواند به حفظ اعتبار سازمان در مواجهه با بحرانهای بزرگ کمک کند.
- برای مدیران میانی، این رفتار در ایجاد فرهنگ پاسخگویی و یادگیری سازمانی نقش کلیدی ایفا مینماید.
- سطح سرپرستی نیز، مسئولیتپذیری میتواند به تقویت اعتماد تیمی و بهبود مستمر فرایندها بینجامد.
مثال فوق نمونه ای از کاربرد این اصل در سطح راهبردی سازمان است که چگونه رویکردهای متفاوت به پاسخگویی میتواند نتایج کاملاً متفاوتی را رقم بزند.
مزایای سازمانی فرهنگ مسئولیتپذیری:
استقرار فرهنگ مسئولیتپذیری در سازمان میتواند منافع چندجانبهای به همراه داشته باشد:
- در سطح فردی، این فرهنگ به توسعه رهبران خودآگاه و اصلاحپذیر کمک میکند.
- در سطح گروهی، مسئولیتپذیری مشترک میتواند به جای سرزنشگری، به حل مسئله جمعی بینجامد.
- در سطح سازمانی نیز، چنین فرهنگی میتواند انعطافپذیری و تابآوری سازمان در مواجهه با چالشها را به میزان قابل توجهی افزایش دهد.
این مزایا به ویژه در محیطهای پیچیده و پرتلاطم امروزی که سازمانها به طور مداوم با عدم قطعیت مواجه هستند، از اهمیت استراتژیک برخوردار است.
راهکارهای توسعه مسئولیتپذیری در مدیران:
برای پرورش این ویژگی کلیدی در مدیران، میتوان از راهکارهای متعددی بهره گرفت:
- گام نخست، ایجاد محیطی امن برای اشتراکگذاری اشتباهات و درسهای آموخته شده است.
- گام دوم، تمرین پاسخگویی نظاممند از طریق مکانیسمهایی مانند جلسات بازبینی پس از اقدام است.
- گام سوم، الگوسازی رفتاری توسط رهبران ارشد سازمان است که با پذیرش مسئولیت در برابر تصمیمات خود، سرمشق دیگران میشوند.
برای مثال، به جای انکار شکست یک پروژه، مدیر میتواند بگوید: "این نتیجه مطلوب ما نبود و من به عنوان رهبر تیم مسئولیت آن را میپذیرم. حال بیایید با هم بررسی کنیم چه درسهایی میتوانیم بگیریم و چگونه میتوانیم بهبود ایجاد کنیم." این شیوه بیان، ضمن حفظ کرامت مدیر، فضایی برای یادگیری جمعی ایجاد میکند.
یک چالش بالقوه و راهحلی پیشنهادی:
اگرچه مسئولیتپذیری مزایای متعددی دارد، اما اجرای آن با چالشهایی همراه است. خطر اصلی، پذیرش کلیه تقصیرها بدون تحلیل دقیق عوامل است. برای جلوگیری از این مشکل، مدیران میتوانند با ترکیب مسئولیتپذیری و تحلیل نظاممند، از پذیرش صرفاً نمادین مسئولیت اجتناب کنند. شیوه مؤثر این است که ابتدا مسئولیت خود را به صورت شفاف بپذیرند، سپس به تحلیل چندعاملی وضعیت بپردازند و در نهایت راهکارهای اصلاحی را پیشنهاد دهند. این رویکرد جامع، ضمن حفظ مزایای مسئولیتپذیری، از تبدیل آن به ابزاری برای پوشش ضعفهای ساختاری جلوگیری میکند.
نتیجهگیری:
پذیرش مسئولیت به عنوان یکی از ارکان رهبری اثرگذار، توانایی قابل توجهی در تقویت اعتبار و نفوذ مدیران دارد. این ویژگی که ریشه در صداقت و شجاعت اخلاقی دارد، با ایجاد اعتماد و اطمینان در ذینفعان مختلف، موقعیت رهبری را در بلندمدت تقویت میکند. سازمانهایی که این فرهنگ را در سطوح مختلف خود نهادینه میکنند، نه تنها در مواجهه با بحرانها انعطافپذیرتر عمل مینمایند، بلکه به محیطهای یادگیری مستمر تبدیل میشوند که در آن اشتباهات به جای پنهانکاری، به فرصتهایی برای بهبود تبدیل میگردند. توسعه این شایستگی کلیدی در مدیران، نیازمند ایجاد بسترهای سازمانی مناسب و الگوسازی مستمر توسط رهبران ارشد است تا به تدریج به بخشی جداییناپذیر از فرهنگ سازمانی تبدیل شود.