تحول خدمات منابع انسانی - نقش مراکز خدمات مشترک و هوش مصنوعی در بازتعریف مدلهای عملیاتی
مقدمه:
تحول دیجیتال و فشارهای فزاینده اقتصادی، مدلهای سنتی ارائه خدمات منابع انسانی را با چالشهای بیسابقهای مواجه ساخته است. تحول در خدمات منابع انسانی تحت تأثیر دو نیروی محرکه اصلی در حال شکلگیری است: فشارهای هزینهای روزافزون و پتانسیل تحولآفرین هوش مصنوعی. این تحولات، منابع انسانی را از مدلهای متمرکز بر هزینه به سمت الگوهایی سوق میدهد که بر سرعت، خودکارسازی و تأثیر استراتژیک تأکید دارند. بررسیهای انجام شده حاکی از آن است که ۱۳ درصد از سازمانهای مورد مطالعه برنامهریزی کردهاند تا تعداد نیروهای منابع انسانی خود را به طور میانگین ۲۲ درصد کاهش دهند. در چنین شرایطی، مراکز خدمات مشترک و هوش مصنوعی به عنوان دو راهکار مکمل ظهور کردهاند که میتوانند همزمان به بهبود کارایی عملیاتی و ارتقای تجربه کارکنان منجر شوند. این درس با استناد به دادههای جامع این گزارش، به تحلیل وضعیت موجود، شناسایی چالشها و ارائه راهکارهای عملی برای تحول خدمات منابع انسانی میپردازد.
وضعیت فعلی تحول خدمات منابع انسانی:
تحلیل دادههای جمعآوری شده از ۱۹۲۵ شرکت در هفت کشور اروپایی و ایالات متحده، تصویر ناهمگونی از وضعیت فعلی تحول خدمات منابع انسانی ارائه میدهد. در زمینه استفاده از مراکز خدمات مشترک، تنها ۱۸ درصد از سازمانهای اروپایی با بیش از ۱۰۰۰ کارمند از مراکز خدمات تخصصی در حوزه منابع انسانی استفاده میکنند. این رقم در بریتانیا به ۴۰ درصد میرسد که نشاندهنده سطح بالاتری از بلوغ در این کشور است، در حالی که در آلمان، ایتالیا و اسپانیا این میزان بین ۱۴ تا ۱۶ درصد در نوسان است.

در حوزه خودخدمتی، کارکنان عمدتاً از این امکان برای درخواست مرخصی (۴۷ درصد)، ثبت زمان و حضور (۴۲ درصد) و دسترسی به نظرسنجیها و دورههای آموزشی (هر کدام ۳۶ درصد) استفاده میکنند. وظایف پیچیدهتر مانند مدیریت حقوق و دستمزد (۲۹ درصد)، ارزیابی عملکرد (۲۸ درصد) و هزینههای سفر (۳۱ درصد) هنوز سطح پذیرش پایینتری در سیستمهای خودخدمت دارند.
در زمینه استفاده از هوش مصنوعی، تنها ۱۹ درصد از فرآیندهای اصلی منابع انسانی در اروپا با استفاده از این فناوری تقویت شدهاند، در حالی که این رقم در ایالات متحده به ۳۵ درصد میرسد. حدود ۳۲ درصد از فرآیندهای منابع انسانی در اروپا در مرحله آزمایشی استفاده از هوش مصنوعی قرار دارند. بررسی نگرش متخصصان منابع انسانی نشان میدهد که ۹۱ درصد از آنها معتقدند بخش منابع انسانی آنها به نوعی تحت تأثیر هوش مصنوعی قرار خواهد گرفت، اما میزان این تأثیر از دیدگاه آنها متفاوت است. در حالی که تنها ۲۵ تا ۳۳ درصد از متخصصان در اروپای قارهای بر این باورند که هوش مصنوعی تأثیر بالایی بر منابع انسانی خواهد داشت، این رقم در بریتانیا و ایالات متحده به حدود ۵۰ درصد میرسد.
چالشهای اساسی در تحول خدمات منابع انسانی:
بررسی عمیقتر دادهها نشان میدهد که سازمانها با چهار چالش اصلی در مسیر تحول خدمات منابع انسانی مواجه هستند:
اولین چالش، عدم بلوغ زیرساختهای دیجیتال است. بسیاری از سازمانها هنوز از سیستمهای پراکنده یا حتی فرآیندهای مبتنی بر کاغذ استفاده میکنند که پیادهسازی راهکارهای پیشرفته مانند هوش مصنوعی را با دشواری مواجه میسازد.
دومین چالش، مقاومت در برابر تغییر مدلهای عملیاتی سنتی است. با وجود مزایای اثباتشده مراکز خدمات مشترک، بسیاری از سازمانها به دلیل چالشهای تغییر ساختار و نگرانیهای مربوط به کاهش کنترل محلی، از اتخاذ این مدل خودداری میکنند.
سومین چالش، کمبود مهارتهای دیجیتال در تیمهای منابع انسانی است. تحول خدمات منابع انسانی مستلزم ترکیبی از مهارتهای سنتی مدیریت منابع انسانی و قابلیتهای جدیدی مانند تحلیل داده، مدیریت سیستمهای دیجیتال و کار با ابزارهای هوش مصنوعی است که در بسیاری از سازمانها وجود ندارد.
چهارمین چالش، عدم وجود راهبرد یکپارچه برای ادغام هوش مصنوعی در منابع انسانی است. بسیاری از سازمانها به جای توسعه یک چارچوب جامع، به اجرای پروژههای پراکنده و کوتاهمدت در این زمینه میپردازند که تأثیر محدودی دارد.
راهکارهای تحول خدمات منابع انسانی:
برای غلبه بر چالشهای فوق، سازمانهای پیشرو در حال پیادهسازی راهکارهای زیر هستند:
۱. توسعه مدلهای ترکیبی خدمات منابع انسانی:
سازمانهای موفق در حال طراحی مدلهای ترکیبی هستند که مزایای مراکز خدمات مشترک، خودخدمتی و هوش مصنوعی را یکجا ارائه میدهند. در این مدلها:
• مراکز خدمات مشترک بر حل مسائل پیچیده و ارائه پشتیبانی تخصصی متمرکز میشوند
• سیستمهای خودخدمت امکان دسترسی سریع و آسان به خدمات ساده را فراهم میکنند
• هوش مصنوعی برای خودکارسازی فرآیندهای تکراری و ارائه بینشهای تحلیلی به کار گرفته میشود
۲. استقرار هوش مصنوعی در موارد استفاده با ارزش بالا:
سازمانهای پیشرو به جای تمرکز صرف بر خودکارسازی وظایف ساده، هوش مصنوعی را در حوزههایی به کار میگیرند که بیشترین ارزش را ایجاد میکنند، از جمله:
• برنامهریزی و تحلیل نیروی کار (۳۴ درصد از سازمانهای اروپایی در حال آزمایش در این حوزه هستند)
• جذب، انتخاب و مدیریت متقاضیان (۳۳ درصد)
• ارائه توصیههای یادگیری شخصیسازی شده
• پیشبینی ریسک ترک خدمت کارکنان کلیدی
۳. ایجاد حکمرانی مؤثر برای هوش مصنوعی:
۶۰ درصد از سازمانهای مورد بررسی (۵۵ درصد در اروپا و ۷۰ درصد در ایالات متحده) در حال ایجاد یا برنامهریزی برای ایجاد ساختارهای حکمرانی هوش مصنوعی مانند مراکز تعالی هستند. این ساختارها بر موارد زیر متمرکزند:
• اطمینان از استفاده اخلاقی از هوش مصنوعی (مانند جلوگیری از سوگیری در غربالگری رزومه)
• تضمین امنیت دادههای حساس کارکنان
• هماهنگی بین کاربردهای مختلف هوش مصنوعی در سراسر سازمان
۴. بازطراحی ساختار مهارتی تیمهای منابع انسانی:
سازمانهای پیشرو در حال سرمایهگذاری بر توسعه مهارتهای دیجیتال در تیمهای منابع انسانی هستند، از جمله:
• توانایی کار با سیستمهای تحلیلی و ابزارهای هوش مصنوعی
• مهارتهای تفسیر داده و تصمیمگیری مبتنی بر شواهد
• قابلیت طراحی و مدیریت خدمات دیجیتال
نتیجهگیری:
تحول خدمات منابع انسانی از یک گزینه به یک ضرورت اجتنابناپذیر تبدیل شده است. سازمانهایی که بتوانند به شیوهای استراتژیک از ترکیب مراکز خدمات مشترک، خودخدمتی و هوش مصنوعی بهره ببرند، قادر خواهند بود همزمان به بهبود کارایی عملیاتی و ارتقای تجربه کارکنان دست یابند. این تحول مستلزم بازنگری اساسی در مدلهای عملیاتی، ساختارهای سازمانی و مجموعه مهارتهای تیم منابع انسانی است. موفقیت در این مسیر نه تنها منابع انسانی را از یک نقش پشتیبان به یک شریک استراتژیک تبدیل میکند، بلکه توانایی سازمان را برای جذب و حفظ استعدادها در محیط رقابتی امروز به میزان قابل توجهی افزایش میدهد. دوازده تا بیست و چهار ماه آینده دورهای حیاتی برای سازمانها خواهد بود تا پایههای منابع انسانی مدرن، انسانمحور و مبتنی بر عملکرد را بنا نهند.
منبع این درس:
HR Monitor 2025 Report by McKinsey & Company